پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - غرب، اسامه بنلادن و جنبش جهاني اسلام - موسوی سید محمد
غرب، اسامه بنلادن و جنبش جهاني اسلام
موسوی سید محمد
آيا «اسامه بنلادن» مسئول حمله به نيويورك و واشنگتن بوده است؟ عليرغم همهي ادعاهاي غرب، هنوز كسي متوجه حقيقت اين مسايل نشده است. محققا تضادها و تناقضهاي بسياري در تفسير غرب از اين وقايع وجود دارد، آنان در تحليل خود از حوادث ادعا ميكنند درگيري بنلادن در اين وقايع ثابت شده است، امّا از آنجا كه دليل قاطع و محكمي براي ادعاهاي خود بيان نميكنند، تا اندازهي زيادي اين تفسيرها و تحليلها را بيارزش مينماياند.
مسلمانان از ذهنيتهاي نادرستي كه توسط مقامات امريكايي ـ پس از حملات تروريستي به شهرهاي اين كشور ـ ايجاد شده خشمگين هستند. اين مسايل موجب گرديد؛ صدها مسلمان در خيابانهاي شهرهاي مختلف امريكا، بريتانيا و برخي كشورهاي ديگر مورد تعرض واقع شوند، با برخورد بد مقامات مواجه شوند، از مسافرت آنان با هواپيما جلوگيري ميشود و به طور كلي به گونهاي با آنها برخورد ميشود كه مردم فكر ميكنند تمامي مسلمانان در جنايات يازدهم سپتامبر دست داشتهاند.
لازم به ذكر است كه شكاف بهوجود آمده در امت اسلام ـ كه باعث نگراني فراواني شده است ـ شكاف ميان مسلماناني كه در راه اجراي وحدت گام برميدارند و آنان كه با نظريات فرقهگرايانه و متعصبانهي خود تفرقهگرايي ميكنند، ميباشد. متأسفانه اسامه بنلادن و طرفدارانش آنچنان تنگنظرانه و متعصبانه به مسايل مينگرند كه گويي حتي كساني كه با نظريات آنها مخالف هستند، كافر و مستحق مرگ ميباشند. اين نگرش كه اغلب با خوارج ابتداي تاريخ اسلام مقايسه ميشوند، نمونهي ديگر از اين نوع جنبشهاي سپاه صحابه در پاكستان است كه به شيعيان اين كشور حمله ميبرند و آنان را به قتل ميرسانند. البته اين مسأله در مورد طالبان نيز صادق است كه تدابير و مواضع ضدشيعي آنان براي همگان هويدا ميباشد. البته اين مسأله به معناي ناديده گرفتن واقعيتها نيست، براي مثال در الجزاير، اكثر خشونتهاي اخير عليه مسلمانان توسط سرويسهاي مخفي دولتي انجام شده و با زيركي خاصي جنگ ميان گروههاي اسلامي نسبت داده شده است.
هنگامي كه جوامع ضعيفتر تحت فشار قدرتهاي استكباري قرار ميگيرند، اينگونه مواضع تند و افراطي ظهور و رونق مييابد، اما اين مسايل هرگز توجيهكنندهي آنچه آنان انجام ميدهند نميباشد.
با توجه به اين مسايل اكنون دو سؤال مطرح ميشود. نخست اين كه با (فرض) توجه به تمام مسايل مطرحشده آيا بنلادن در حادثه يازدهم سپتامبر گناهكار است؟ شايد بتوان گفت كه او و هوادارانش مسئول مرگ مسلمانان بسياري هستند، ولي بهسادگي نميتوان او را مسئول آن حادثه دانست، چنانكه خود او در گذشته اعتراف كرد ما نميدانيم چه كسي مسئول اين وقايع بود و شايد هرگز متوجه اين امر نشويم. در نتيجه اين مسألهي مبهم را بايد با مسئوليت شفاف غرب در تراژديهاي بزرگ حمله به عراق، مسألهي فلسطين و در حال حاضر افغانستان سنجيد!
سؤال دوم اين كه چرا بسياري از مسلمانان از «اسامه بنلادن» حمايت و پشتيباني ميكنند؟ بهسادگي بايد گفت: بدين دليل كه او به نام اسلام در مقابل غرب برخاسته است، غربي كه به عنوان قدرتي جهاني، سلطهجو، استكباري و متجاوز شناخته شده و جهان را به سوي اهداف استثماري خود سوق ميدهد و به هيچوجه نگران پيامدهايي نيست كه مستقيم يا غيرمستقيم بر عهدهي اوست.
اما مسألهي مهم اين است كه غرب عامدانه اسامه بنلادن را به عنوان چهرهي شاخص جنبش اسلامي مطرح كرد، سپس خود را به عنوان دشمن اول او قرار داد؛ بدين صورت كه يك چهرهي اسلامي مبارز دشمن اصلي غربيها است. او اين كار را فقط به خاطر منافع خويش انجام داد تا به اين ترتيب بسياري از مسلمانان از فهم درست حقايق ناكام بمانند.
غرب با اين دسيسه يك مرد واحد و تنها را به عنوان ريشهي احساسات ضدغربي در جهان اسلام شناساند تا بدين طريق بقيهي جنبشهاي اسلامي را در حاشيه قرار داده به سركوب آنان بپردازد. اين ادعا كه تمامي مخالفان در شبكهي تحت كنترل مردي ثروتمند و غيرمنطقي جاي دارند، به غرب كمك كرد تا سؤالهاي بهوجود آمده در اين رابطه را (چرا بسياري از مسلمانان از غرب متنفر هستند؟) از اذهان مردم خود پاك كند. غربيها ترجيح ميدادند اين جنبش را جنبش «مردي ديوانه در كوهستان» چنانكه برخي روزنامههاي انگليسي بيان كردند) بنامند. معرفي اين گونهي جنبشهاي اسلامي بهتر از روش معرفي انقلاب اسلامي و آنچه در ايران اتفاق افتاد ميباشد. انقلابي كه در كشوري اسلامي اتفاق افتاد و كشور اسلامي مدرني را بهوجود آورد كه از قرار گرفتن در نظام جهاني غرب سرباز ميزند و اين ادعاي غرب را كه تنها راه مدرن شدن، غربي شدن است، تأييد نميكند.
عليرغم تمامي تلاشهاي غرب، اكثر مسلمانان ادعاي بوش مبني بر اين كه ايالات متحده ارايهكنندهي ارزشهاي متمدن جهاني است و يا بايد با غرب بود يا در جرگهي تروريستهاي دشمن غرب را نميپذيرند. اين ادعاي بوش نيز مانند ادعاي بنلادن كه هركس از او حمايت نكند با امريكا و از كفّار است، مضحك و خندهدار است و مسلمانان بايد هردوي اين مواضع را رد كنند.
ما بايد با مردم افغانستان كه زير حملات نظامي ايالات متحده بهسر ميبرند، ابراز همدردي كنيم و غرب را به خاطر تزوير و بياحترامياي كه نسبت به حيات انساني روا ميدارد، محكوم نماييم. البته اين بدان معنا نيست كه در فهم نادرست و تحريفشدهي اسلام بنلادن و هوادارانش شريك و سهيم باشيم.